سیره امام حسین (ع) | سایت فرهنگی المعین - نیاز جهان
چهارشنبه 30 نوامبر


یا مولای یا صاحب الزمان

به سایت فرهنگی المعین خوش آمدید.

امام صادق (علیه‌ السلام):

مُجَامَلَةُ النّاسِ ثُلْثُ العَقْلِ.

برخورد خوب با مردم، یک سوم خردمندی است.

رسول خدا (صلّی ‌الله ‌علیه ‌وآله):

همه شما از نسل آدم هستید و آدم از خاک است و ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است.

ثبت شده در وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی و مركز توسعه تجارت الكترونیكی وزارت صنعت

استفاده از مطالب سایت فرهنگی المعین در جهت نشر ارزشهای دینی و اسلامی به ویژه ارزشهای شیعی حتی بدون درج منبع مجاز می باشد.

در صورت هر گونه راهنمایی تماس بگیرید

جهت نمایش بهتر مطالب از فایرفاکس FireFox استفاده نمایید

با همکاری و پشتیبانی نیاز جهان Www.NiazeJahan.Net

سیره امام حسین (ع) و ارتباط انسان با خداReviewed by مدیر سایت المعین (نیاز جهان) on Nov 30Rating:

سیره امام حسین (ع) و ارتباط انسان با خدا
بر اساس تعاليم اسلامي تربيت ديني با محوريت دين اسلام عبارت است از:«شناخت خدا به عنوان ربّ يگانه ي انسان و برگزيدن او به عنوان ربّ خويش و تن دادن به ربوبّيت او و تن زدن از ربوبيت غير» (3، ج1، ص: 61) بر اين اساس تربيت ديني با محوريت ارتباط انسان با خدا  شکل مي گيرد…

و ساير روابط انساني را در راستاي تحقق  اهداف تربيت ديني هدايت مي کند. اساس اين ارتباط شناخت است شناختي که انتخاب  و عمل آگاهانه را به همراه خواهد داشت.تعظيم شعائر الهي  و عبادتي که  عنصر شناخت و آگاهي جزء لاينفک آن محسوب مي شود مبين انتخاب آگاهانه انسان در اين ارتباط است. تجلي اين شناخت و  عبادت آگاهانه در عملکرد انسان،  توکل و در مراتب والاتر تسليم و رضا در برابر اراده الهي را به همراه خواهد داشت.
سيره امام حسين در جريان واقعه عاشورا الگوي متعالي ارتباط انسان با خداست. بارزترين نمودهاي اين ارتباط متعالي همان گونه که عنوان شد عبارتند از: تعظيم شعائر الهي، عبادت، توکل و رضا و تسليم.
1. تعظيم شعائر الهي
شعائر جمع کلمه شعار است.«کلمه شعار هم خانواده شعور است و در آن درک و فهم نهفته است شعار عبارت است از چيزي که نوعي اعلام وابستگي به يک گروه يا فرقه و جمعيت معين در آن باشد. احترام به شعائر الهي به منزله بزرگ شمردن شعار هاي اسلامي است، شعار هايي که از اصول اعتقادي اجتماعي و عبادي اسلام نشات گرفته اند» (26،  ص: 205).  لزوم تعظيم شعائر اسلامي از جمله اصول مورد تاکيد اسلام و از نشانه هاي تقوا محسوب مي شود«وَمَن  يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»و هر كس شعائر الهي را بزرگ دارد، اين كار نشانه تقواي دلهاست. (حج/32)در ذيل تفسير اين آيه تعظيم اين گونه تعريف شده است:«حقيقت تعظيم آن است كه مقام و موقعيت اين شعار را در افكار و اذهان و ظاهر و باطن بالا ببرند و آنچه درخور احترام و عظمت آنها است به جاي آورند.ارتباط اين عمل با تقواي دلها نيز روشن است، زيرا علاوه بر اينكه تعظيم جز، عناوين قصديه است، بسيار مي شود كه افراد متظاهر يا منافق تظاهر به تعظيم شعار مي كنند، ولي چون از تقواي قلب آنها سرچشمه نمي گيرد بي ارزش است تعظيم و بزرگداشت حقيقي از آن كساني است كه تقواي دل دارند» (30،ج14، ص:97).
بزرگداشت شعائر الهي را مي توان يکي از  مهم ترين فلسفه هاي  وجودي قيام امام حسين عليه السلام دانست.عدالت خواهي، مبارزه با ظلم،بدعت زدايي و امر به معروف و نهي از منکر از جمله شعائر الهي است که بزرگداشت اين شعائر در جامعه اسلامي آن زمان عامل قيام سيد شهدا محسوب مي شود بر اين اساس امام حسين (ع) در آغاز نهضت تربيتي خود احياي امر به معروف و نهي از منکر را يکي از دلايل قيام خود عنوان مي کنند:«اأُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ» من مي خواهم به خوبي ها سفارش کنم و از زشتي ها جلوگيري کنم(2، ج4، ص: 89). احياي سنت هاي نبوي که برگرفته از شعائر الهي است و مبارزه با بدعت هايي که به انزوا کشاننده اصول اسلام و به تبع آن شعائر الهي بود يکي ديگر از اهداف قيام سيد الشهد است که در نامه خود به مردم بصره به صراحت اعلام نمودند:«وَ أَنَا أَدعُوکَم اُلَيَ کِتُابِ اللهِ و سُنَّهِ نَبِيِهِ- صُلَّي اللهُ عَليِه وَ سَلَّمَ- فَإِنَّ السُنَّهَ قَد أُمِيتَتْ وَ أِن‌َّالبِدعَهَ قَدْ أُحْييَتْ. من شما را به کتاب و سنت پيامبر او (ص) دعوت مي کنم که سنت را ميرانده اند و بدعت را زنده کرده اند» (16، ج5، ص:375). ايشان در خطبه اي که در منزل «بِيضَه» در سرزمين عراق ايراد فرمودند ضمن معرفي خود به عنوان شايسه ترين مصلح اوضاع نابسامان اجتماع آن زمان تعطيلي حدود الهي که در زمره شعائر الهي است را از جمله دلايل حرکت انقلابي خود عنوان نمودند:«.َألا وَ إنَّ هوُ لاءِ قَدْ لَزِمُو طَاعَهَ الشَّیْطَانِ، و تَرَکو طَاعَهَ الرَّحْمانِ، و أَظْهَروُا الْفَسادَ، و عَطَّلُوا الحُدُودَ، و‌اسْتَأْثَروا بِاَلْفَیْءِ،‌ و أَحَلُّو حَرَامَ‌اللهِ، و حَرَمّوُا حَلاَلَهْ. وَ أَنَا، أَحَقُّ مَنْ غَیَّرَ» مردم! آگاه باشيد که اينان (امويان) پيروي از شيطان را برخود واجب نموده اندو حدود الهي را تعطيل کرده اند، و اموال عمومي را به خود اختصاص داده اند، و حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام ساخته اند، و من شايسته ترين کسي هستم که اين وضع را تغيير دهم(1،ج4، ص: 48).


ارسال نظر

نام

ایمیل

سایت



چهارشنبه 30 نوامبر
501 بازدید