خلاصه قسمت هفدهم(۱7) مختارنامه | سایت فرهنگی المعین - نیاز جهان
جمعه 4 فوریه


یا مولای یا صاحب الزمان

به سایت فرهنگی المعین خوش آمدید.

امام صادق (علیه‌ السلام):

مُجَامَلَةُ النّاسِ ثُلْثُ العَقْلِ.

برخورد خوب با مردم، یک سوم خردمندی است.

رسول خدا (صلّی ‌الله ‌علیه ‌وآله):

همه شما از نسل آدم هستید و آدم از خاک است و ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است.

ثبت شده در وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی و مركز توسعه تجارت الكترونیكی وزارت صنعت

استفاده از مطالب سایت فرهنگی المعین در جهت نشر ارزشهای دینی و اسلامی به ویژه ارزشهای شیعی حتی بدون درج منبع مجاز می باشد.

در صورت هر گونه راهنمایی تماس بگیرید

جهت نمایش بهتر مطالب از فایرفاکس FireFox استفاده نمایید

با همکاری و پشتیبانی نیاز جهان Www.NiazeJahan.Net

خلاصه فیلم / سریال » خلاصه قسمت هفدهم(۱7) مختارنامه
خلاصه قسمت هفدهم(۱7) مختارنامهReviewed by مدیر سایت المعین (نیاز جهان) on Feb 4Rating:

مختارنامه - سایت فرهنگی المعین

مختار در بیابان به خیمۀ ویران دُلهم می رسد، در رویایش دُلهم را می بیند که از او ناراضی ست و اینکه در این سیر و سلوک هنوز به کمال نرسیده است، مختار به خود می آید، اسبش را می فرستد تا درتنهایی خودش بر شیطان درون خود غلبه کند…

مختار در بیابان تنهاست، خسته و تشنه در خیالش کاروان امام حسین (ع) را می بیند، می خواهد خودش را به آنها برساند، هر چه می دود نمی رسد، ناگهان دُلهم را سوار بر اسبش می بیند به خود   می آید، دُلهم غیب شده، اسبش در مقابل اوست، مختار می فهمد که سربلند از این آزمون  الهی بیرون آمده و بخشیده شده . سوار بر اسبش می شود و به سمت کوفه می تازد.

در لفقا، عُمره در مزرعه اش مشغول به کار است که ناگهان متوجه می شود دخترش (حُرّه) گم شده، زربی و عمره نگران به دنبال او هستند، عُمره ناگهان می بیند حُرّه در کنار مختار است، زربی با دیدن آنها خوشحال می شود. اهل لفقا به استقبال مختار می آیند، زربی، دُلدل را به مختار نشان می دهد، مختار با دیدن دُلُدل گویی دوباره زنده می شود، مختار از عُمره حال مادرش دومه را می پرسد دومه پیش اُم ثابت (ناریه) در کوفه است، عمره از مختار می خواهد زودتر به کوفه رفته و به خونخواهان حسین بپیوندد.

کیان و بن کامل در لفقا بیرون خانۀ مختار به استقبال او آمده اند، با دیدن مختار خوشحال همدیگر را در آغوش می گیرند، مختار دیگر مختار سابق نیست و از لحاظ روحی بسیار پخته است، مختار در بارۀ عملکرد توابین جویا می شود، بن کامل می گوید که سلیمان می خواهد به زودی قیام کند، مختار قصد دارد سلیمان را یاری کند امّا کیان به مختار می گوید که سلیمان با سیاست مختار مخالف است و عقیده دارد مختار ادعای حکومت دارد. آنها از مختار می خواهند به کوفه بیاید و شخصاً با سلیمان صحبت کند و از دو دستگی و تفرقه بین شیعیان جلوگیری کند.


ارسال نظر

نام

ایمیل

سایت



جمعه 4 فوریه
940 بازدید