خلاصه قسمت بیست و چهارم (24) مختارنامه | سایت فرهنگی المعین - نیاز جهان
جمعه 18 مارس


یا مولای یا صاحب الزمان

به سایت فرهنگی المعین خوش آمدید.

امام صادق (علیه‌ السلام):

مُجَامَلَةُ النّاسِ ثُلْثُ العَقْلِ.

برخورد خوب با مردم، یک سوم خردمندی است.

رسول خدا (صلّی ‌الله ‌علیه ‌وآله):

همه شما از نسل آدم هستید و آدم از خاک است و ارجمندترین شما نزد خدا پرهیزکارترین شما است.

ثبت شده در وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی و مركز توسعه تجارت الكترونیكی وزارت صنعت

استفاده از مطالب سایت فرهنگی المعین در جهت نشر ارزشهای دینی و اسلامی به ویژه ارزشهای شیعی حتی بدون درج منبع مجاز می باشد.

در صورت هر گونه راهنمایی تماس بگیرید

جهت نمایش بهتر مطالب از فایرفاکس FireFox استفاده نمایید

با همکاری و پشتیبانی نیاز جهان Www.NiazeJahan.Net

خلاصه قسمت بیست و چهارم (24) مختارنامهReviewed by مدیر سایت المعین (نیاز جهان) on Mar 18Rating:

مختار به مسجد می رود و بر منبرسخن خود را با سپاس از خدا و حقانیت رسول خدا و اهل بیتّش آغاز می کند، نطقش بسیار گیراست، سپس سخن از علی و فرزندش حسین و واقعۀ کربلا می کند و اینکه می خواهد عدالت را بر پا کند سپس از مردم می خواهد که با او بیعت کنند، ندای لبیک یا مختار طنین می افکند….


در جلوی کاخ معرکه ای برپا کرده اند در تمسخر بن مطیع که در لباس زنان فرار کرده مختار از بن کامل می خواهد امنیت را در کوفه برقرار کند تا مردم خودسرانه به مخالفان تعرض نکنند. مختار در کاخ دوباره تأکید می کند که ای بیعت کنندگان حمایت می کند و از ابومفلس می خواهد مناصب حکومتی را اعلان کند، ابراهیم سپهسالار، بن کامل، شهربان کوفه، کیان رئیس نیروهای ویژه و … رفاعه با حیرت و بدبینی به ابومفلس گوش می دهد، مختار قاضی شریح و … در منصبهای خود نگه می دارد و همین باعث می شود احمر بن شمیط و یزید بن انس درفکر فرو روند.

در کوفه ناامنی دیده می شود، مردم به جان هم افتاده، دزدی می کنند و عده ای در پی انتقامجویی هستند. منذر که از اشراف کوفه است به همراه پسرش پس از بیعت با مختار از کاخ خارج می شوند عده ای از شیعیان افراطی او و پسرش را دوره کرده و می کشند. مختار پس از شنیدن این فاجعه دستور می دهد که قاتلین را دستگیر و به زندان بیندازند، رفاعه به حکم مختار اعتراض می کند و اینکه چرا مختار شعائر قیام را فدای مصلحت اندیشی های سیاسی کرده است، رفاعه خواهان قصاص قاتلین حسین(ع) است و سیاست های مختار را نمی پسندد، مختار می گوید که هر کس نباید هر طور دلش می خواهد عمل کند و هر مجرمی پس از محاکمه مجازات خواهد شد ، رُفاعه بیعت خود را بامختار می شکند و قصر را ترک می کند.

قاتلین حسین (ع) شمر، سنان بن انس، بن حجاج و شبث و … در مخفیگاهی دور هم جمع شده اند شمر به یاران گوشزد می کند که لشکر ابن زیاد در راه است، زبیریان نیز با دولت مختار مخالفند، درنتیجه او دولت مختار را ضعیف می پندارد و قصد دارد با توطئه ای عرب و عجم را به جان هم بیندازد تا قیام مختار از پا در آید.

کیان فهمیده که بن مطیع در خانۀ ابوموسی اشعری پنهان شده، چند بار نیز این خبر را به مختار گفته امّا مختار به روی خودش نیاورده است، کیان ناراحت است، «بن همام» ارباب سابق کیان که شاعر است وارد کاخ می شود تا در مدح مختار و قیامش شعر بخواند کیان با دیدن او به یاد شکنجه های بن همام می افتد و عصبانی می شود امّا با وساطت بن کامل، بن همام وارد قصر شده و شعرش را می خواند. کیان به بن کامل گله می کند که چرا مختار آنقدر با اشراف عرب گرم گرفته و دیگر به ایرانیان اهمیتی نمی دهد، بن کامل پی می برد که در پشت این ماجرا کسانی قصد فتنه و آشوب دارند. پس از شعر بن همام مختار می رود تا صله ای برای شاعر بیاورد امّا درگیری لفظی بین شمیط و بن همام شروع می شود و با وساطت ابراهیم اشتر به پایان می رسد مختار از یارانش می خواهد که باید با شاعر درست برخورد کنند.

شب هنگام مختار دل شکسته از نادانی رفقا که او را متهم به قدرت طلبی می کنند نزد زائده درد دل می کند سپس به زائده مأموریت می دهد تا نزد بن مطیع رفته و به او کمک کند تا فرار کند زیرا جایش لو رفته است. بن مطیع از این بخشش مختار تحت تأثیر قرار گرفته و با کمک زائده فرار می کند.

از موصل خبر می آورند که ابن زیاد در آنجا اردو زده، مختار پس از مشورت با ابراهیم، یزید بن اَنس را با لشکری برای مقابله با ابن زیاد می فرستد، او نمی خواهد ابراهیم در این شرایط کوفه را ترک کند. یزید بن انس و سربازانش خود را آمادۀ نبرد می کنند و روحیۀ خوبی دارند.


ارسال نظر

نام

ایمیل

سایت



جمعه 18 مارس
731 بازدید